گفتيم تاريخچه با عظمت کربلا که به
دست ما افتاده است ، هم دچار تحريف لفظی شده است و هم دچار تحريف معنوی. تحريف لفظی
؛ يعنی اينکه ما از خودمان ساز و برگهايی بر پيکره اين تاريخ ساخته ايم که چهره با
عظمت و نورانی آن را تاريک و ظلمانی و قيافه زيبای آن را زشت کرده ايم.
اما ، تحريف معنوی ؛ متأسفانه ، اين
حادثه تاريخی در دست ما تحريف معنوی شده است. تحريف معنوی بسيار خطرناک تر از تحريف
لفظی است و آنچه باعث شده که اين حادثه بزرگ برای ما از اثر و خاصيت بيفتد ،
تحريفات معنوی است ؛ نه تحريفات لفظی.
تحريف معنوی يعنی چه؟ ممکن است ما
در يک جمله از لفظ ، نه کم کنيم و نه زياد ؛ ولی ، وقتی که می خواهيم آن را توجيه و
تفسير کنيم ، طوری توجيه و تفسير کنيم که درست برخلاف و بر ضد معنی واقعی آن جمله
باشد.
حوادث و قضايای تاريخی از يک طرف
علل و انگيزه ها و از طرف ديگر منظور و هدفهايی دارند. تحريف يک حادثه تاريخی اين
است که يا
علل و انگيزه های آن حادثه را به گونه ای غير از آنچه که بوده است بگوييم يا
هدف و منظور آن را به گونه ای غير از آنچه که بوده است تفسير کنيم.
حادثه تاريخی عاشورا از يک طرف ؛
علل و انگيزه هايی دارد و از طرف ديگر ؛ هدفها و منظورهای عالی ؛ اما ، ما مسلمانان
، ما شيعيان حضرت حسين بن علی ( عليه السلام ) اين حادثه را تحريف کرده ايم ، يعنی
؛ امام حسين ( عليه السلام ) در نهضت خودانگيزه ای داشتند ؛ ولی ، ما چيز ديگری
برای ايشان تراشيده ايم.
حضرت ابا عبد ا... ( عليه السلام )
نهضتی فوق العاده با عظمت و مقدس به وجود آورده اند و تمام شرايط تقدس يک نهضت ، در
نهضت حضرت ابا عبد ا... ( عليه السلام ) هست که نظيرش در دنيا وجود ندارد.
اما ، آن شرايط چيست؟
۱- اولين شرط يک نهضت مقدس اين است
که منظور و هدف آن ، شخصی و فردی نباشد ؛ بلکه کلی ، نوعی و انسانی باشد. يک وقت
کسی نهضت می کند به خاطر شخص خودش و يک وقت کسی نهضت می کند به خاطر اجتماع ، به
خاطر انسانيت ، به خاطر حقيقت ، به خاطر حق ، به خاطر توحيد ، به خاطر عدالت ، به
خاطر مساوات و نه به خاطر خودش ؛ در واقع آن وقتی که او
نهضت می کند ، ديگر خودش به عنوان يک فرد نيست ؛ اوست و همه انسانهای ديگر.
۲- شرط دوم برای اينکه قيامی مقدس
باشد ، اين است که آن قيام با يک بينش و درک و بصيرت قوی توأم باشد.
۳- شرط سوم برای اينکه نهضتی مقدس
باشد ، اين است که تک باشد ، فرد [ يگانه ] باشد. يعنی چه ؟ يعنی ؛ برقی باشد که در
يک ظلمت کامل بدرخشد ، ندايی باشد در ميان سکوتها ، حرکتی باشد در ميان سکونهای
مطلق ، يعنی ؛ در شرايطی که خفقان به طور کامل حکمفرماست و مردم قدرت حرف زدن
ندارند ، يکمرتبه يک
مرد پيدا می شود و سکوت را می شکند. حرکتی می کند ، برقی می شود و در ميان
ظلمت می درخشد. امام حسين ( عليه السلام ) چنين نهضتی کردند.
حضرت حسين بن علی ( عليه السلام ) خودشان
دليل نهضت را بيان کرده اند : « انّی لَم اَخرج اَشراً و لا بَطراً و لا مفسداً و
لا ظالماً و انّما خَرَجتُ لِطَلَب الصلاح فی اُمَّه جَدّی. » ايشان در کمال صراحت
می گويند که دنيای ما را فساد گرفته است ، امت جدم فاسد شده اند ،
قيام کردم برای اصلاح ، من يک مرد
اصلاح طلبم. « اُريدُ اَن آمرَ بالمَعروفِ و اَنهی عَنِ
المُنکرِ و اَسيرُ بَسيره جدّی و اَبی » ،
هدفی جز امر به معروف و نهی از منکر
ندارم. امام حسين ( عليه السلام ) هدف نهضت خودشان را روشن کرده اند. « اَلا
تَرَون اَنَّ الحَقَّ لا يُعملُ به و اَنَّ الباطلَ لا يُتناهی عَنه لِيَرغبِ
المؤمنَ فی لِقاء ا... مُحقّاً » ، امام حسين ( عليه اسلام ) می گويند
که من نهضت کرده ام برای امر به معروف ، برای اينکه دين را زنده کنم ، برای اينکه
با مفاسد مبارزه کنم.
نهضت من يک نهضت اصلاحی اسلامی است ؛ ولی ، ما چيز ديگری گفته ايم.
دو تحريف معنوی بسيار عجيب و
ماهرانه ای که کرده ايم اينکه يک جا گفته ايم ؛ حضرت حسين بن علی ( عليه السلام )
قيام کرد تا کشته شود ، برای اينکه کفاره گناهان امت باشد! حال اگر بپرسند
اين حرف در کجاست؟ آيا خود امام حسين ( عليه السلام ) چنين
چيزی گفته اند؟ ما می گوييم به اين حرفها چه کار داريد. امام حسين (
عليه السلام ) کشته شد برای اينکه گناهان ما بخشيده شود! نمی دانيم [ و ناآگاهيم ]
که اين فکر را از دنيای مسيحيت گرفته ايم.
يکی از اصول معتقدات مسيحيت
مسئله به صليب کشيدن حضرت مسيح ( عليه السلام ) است ، برای اينکه فادی
۱ باشد.
الفادی لقب حضرت مسيح ( عليه السلام
) است. از نظر مسيحيان اين جزء متن مسيحيت است که حضرت عيسی ( عليه السلام ) به دار
رفت تا کفاره گناهان امت باشد! ولی ، ما فکر نکرديم که اين حرف ، حرف دنيای مسيحيت
است و با روح اسلام سازگار نيست. حضرت ابا عبدا... ( عليه السلام ) که برای
مبارزه با گناه کردن قيام کردند ، ما گفتيم که قيام کرد تا سنگری برای گناهکاران
باشد! گفتيم که امام حسين ( عليه السلام ) يک بيمه درست کرده ، بيمه گناه! گفته شما
را از نظر گناه بيمه کردم ، در عوض چه بگيرم؟ اشک. شما برای من اشک بريزيد ، من در
عوض ، گناهان شما را جبران می کنم. [ وای بر ما! ]
تحريف معنوی دومی که از نظر
تفسير و توجيه حادثه کربلا رخ داده است ، اين است
که می گويند : می دانيد چرا امام حسين ( عليه السلام ) نهضت کرد و کشته شد؟
می گويند : يک دستور خصوصی فقط برای او بود. به او گفتند برو و خودت را به کشتن بده
، يعنی ؛ قابل پيروی نيست! به دستورات اسلام که کلی و عمومی است ، مربوط نيست.
امام حسين ( عليه السلام ) فرياد کشيدند که علل و انگيزه قيام من مسائلی است که
منطبق بر اصول کلی اسلام است. احتياجی به دستور خصوصی نيست. دستور خصوصی را در جايی
می گويند که دستورهای عمومی وافی و کافی نباشد.
چرا ائمه اطهار (
عليهم السلام ) گفتند که اين نهضت بايد زنده بماند و مردم برای امام حسين ( عليه
السلام ) بگريند؟ هدف آنها از اين دستور چه بوده است؟ ما آن هدف واقعی را مسخ کرده
ايم. گفتيم فقط به خاطر اين است که تسلی خاطری برای حضرت زهرا ( سلام ا... عليها )
باشد! با اينکه ايشان در بهشت همراه فرزند بزرگوارشان هستند ، دائماً بی تابی می
کنند تا ما مردم يک مقدار گريه کنيم تا تسلی خاطر پيدا کنند! آيا
توهينی بالاتر از اين ، برای حضرت زهرا ( سلام ا... عليها ) پيدا می کنيد؟
عده ای ديگر گفته اند که امام حسين
( عليه السلام ) در کربلا به دست يک عده مردم تجاوزکار ، بی تقصير کشته شد ؛
پس ، اين تاثر آور است! ما هم قبول داريم که امام حسين ( عليه السلام ) بی تقصير
کشته شد. يک آدم بی تقصير به دست يک عده متجاوز کشته شد؟! روزی هزار
نفر آدم بی تقصير به دست يک عده متجاوز کشته می شوند و تأثر آور است ؛ اما ، آيا
اين کشته شدنها ارزش دارد که سالهای زياد ، قرنهای زياد مطرح باشد. اگر در دنيا کسی
را پيدا کنيد که نگذاشته يک قطره از خونش هدر برود ، حضرت حسين بن علی ( عليه
السلام ) است.
آن حضرت برای قطره قطره خونشان
آنچنان ارزش قائل شدند که نمی توان آن را توصيف کرد. آنها که توصيه کرده اند که
عزای حسين بن علی ( عليه السلام ) بايد زنده بماند ، برای اين بوده که هدف حضرت
حسين بن علی ( عليه السلام ) مقدس بود ، نه برای اينکه خونش هدر رفته است. حسين بن
علی ( عليه السلام ) يک مکتب به وجود آوردند و می خواستند مکتبشان زنده بماند. زنده
کردن نام و نهضت ايشان برای اين است که پرتوی از روح حضرت حسين بن علی ( عليه
السلام ) بر روح ما بتابد. مکتب امام حسين ( عليه السلام ) مکتب انسان سازی است ،
نه مکتب گنهکار سازی. امام حسين ( عليه السلام ) سنگر عمل صالح است ، نه سنگر
گناهکاری.