يازدهمين کوکب درخشنده امامت در افق
آسمان ولايت ، در مدينه طالع شد و در سامرا افول کرد و با عمر کوتاه خويش صفحات
روشنی از زندگيشان باقی گذاشتند که مآثر
۱
بلند و دامنه دارش تا ابد باقی است.
اسم شريف آن بزرگوار
حسن ، کنيه شان ابومحمد القابشان ؛ زکی ، الصامت ، الهادی ، الرفيق ، النقی و
العسکری است.
بيست و هشت سال زندگی چون گل کوتاه
امام عسکری همواره تحت نظر و مراقبت خلفای عباسی بود و از آنجايی که در زمان متوکل
سامرا مرکز خلافت شد ، امام عسکری ( عليه السلام ) را از مدينه به سامرا منتقل کرده
و در ميان قشون نظامی منزل دادند تا مراقب ايشان باشند و از اين جهت ايشان را
عسکری می گويند.
آن حضرت روز جمعه ، هشتم ماه ربيع
الاول سال 260 هجری ، هنگام نماز صبح ، به فرمان معتمد عباسی با زهر به شهادت
رسيدند.
امام يازدهم ( عليه السلام ) در
زمان امامتشان تعليمات عاليه ای از قرآن و دين اسلام ارائه دادند که سبب تجديد عظمت
اسلام و نيروی آن گرديد. در اواسط قرن سوم هجرت که اين جنبش علمی پيدا شد ، فلاسفه
بزرگی مانند ، اسحق کندی و ابونصر فارابی می زيستند و از برکت وجود امام ( عليه
السلام ) بهره مند می شدند. اين حرکت علمی در فقه و اصول دين يک نهضت نوينی به وجود
آورد که ملت اسلام را از آن خواب ناگهانی بيدار کرد و دوره علمی عصر مأمون و هارون
تا دوره تعليمات اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) را به ياد مردم آورد و علت نزول قرآن
و ارسال رسل و انزال کتب را به مردم فهمانيد و در احتجاجات علمی با علماء و فلاسفه
و نيز علمای يهود و نصاری حقايق بسياری را روشن و آشکار ساخت.
امام حسن عسکری ( عليه السلام )
فرموده اند : « تواضع نعمتی است که مورد رشک قرار نمی گيرد. »
۲ تواضع عبارت است از ؛ شکسته نفسی که
نمی گذارد انسان خود را برتر از ديگران ببيند و لازمه آن ؛ کردار و گفتاری است که
دلالت بر تعظيم ديگران را و اکرام آنها کند.
هر کس برای خدا تواضع و فروتنی کند
، خداوند او را بر بندگانش شرف و بزرگی می دهد. اهل تواضع سيمايی دارند که ملائکه
آسمانها و آگاهان اهل زمين آنها را می شناسند
و خداوند عبادتی را قبول می کند که در آن تواضع باشد.
در تواضع ،
حقيقتی نهفته است که فقط بندگان مقرّب خداوند آن را ادراک می کنند.
خدای تعالی می فرمايند : « و اخفض جناحک
لمن اتبعک من المومنين : پر و بال مرحمت خود را بر تمام پيروانت به تواضع بگستران.
» ( سوره شعراء / آيه ۲۱۵ )
تواضع کشتزاری است که در آن درخت
خضوع ، خشوع ، ترس و شرم
می رويد و بلاشک همه آنها از آن کشتزارند
و ارجمندی حقيقی ويژه انسانی است که برای خدا تواضع کند.
در نماز اسراری فراوان نهفته است و
به خاطر همين اسرار
عمود دين ناميده شده است. از جمله اسرار آن ؛ تواضع است که با قيام و رکوع و
سجود تجلی پيدا می کند ؛ زيرا ، اعراب از خم شدن اباء داشتند و چه بسا کسی تازيانه
از دستش می افتاد و برای برداشتنش خم نمی شد و يا بند کفشش باز می شد ؛ ولی ، برای
بستن آن سر خم نمی کرد. به همين خاطر خدای تعالی آنها را مأمور به سجود و رکوع کرد.
ملاکها و معيارهای تشخيص تکبر و
تواضع در نفس
۱- اگر با يکی از همرديفان خود در
مساله ای بحث می کنيم ، در اينجا لحظه آزمايش وقتی است که حق بر زبان طرف مقابل
جاری می شود ، در اين هنگام ؛ اگر قبول و اعتراف به حق و تشکر از آن شخص برای انسان
مشکل باشد ، نوعی کبر و خود برتربينی در او نهفته است ؛ پس ، بايد تقوا پيشه کرده ،
با علم به خباثت درون و خطر عاقبت و عمل ، با مکلف کردن نفس به کارهايی چون ؛
اعتراف به حق ، زبان گشودن به ستايش و ثناء ، اقرار به عجز خود و
تشکر از آن فرد به خاطر استفاده ای که از او کرده ايم و کارهايی از اين قبيل که
برای نفس مشکل و سنگين است ، به علاجش همت گمارد.
۲- دوستان و همرديفان را در
مجالس و محافل بر خود مقدم کنيم و خود پايين تر از آنان بنشينيم ، اگر اين کار
برايمان مشکل بود ، تکبر داريم ؛ لذا ، بايد خود را به همان کارها مکلف کنيم تا به
تدريج آسان شود.
۳- دعوت فقرا را اجابت کردن و برای
رفع حاجات دوستان و نزديکان به بازار رفتن ؛ اگر اين کار سنگين بود ، بداند که
متکبر است.
۴- مايحتاج خود و خانواده اش را با
دست خويش از بازار به خانه حمل کند ؛ اگر نفسش از اين کار ابا داشت ، به کبر و ريا
دچار است.
۵- از پوشيدن لباسهای کهنه اباء
نداشته باشد ؛ امتناع از کهنه پوشی در ملاء عام
ريا
و در خلوت
کبر
است.
برای به دست آوردن صفت تواضع انسان
بايد از دو راه علمی و عملی تلاش کند. راه علمی بدين صورت است که انسان تفکر کند تا
دلش بيدار شود ، يعنی ؛ بينديشد که در ابتدا نطفه ای بوده ناچيز و در انتها تبديل
به جسمی می شود که مردم از بوی گند و متعفنش اذيت می شوند و از صورت و هيئت او می
گريزند.
هر کس علمش بيشتر و روحش بزرگتر
و صدرش مُنشرح تر باشد ، متواضع تر است. رسول خدا ( صلی ا... عليه و
آله و سلم ) تواضعشان با بندگان خدا از همه کس بيشتر بود و کراهت داشتند که
اصحاب برای احترام به ايشان بپا خيزند. آن حضرت
وقتی وارد مجلس می شدند ، پايين می نشستند. به فقرا با دو
دست خودشان عطا می فرمودند و در سيره آن سرور است که با اهل خانه خود در کارهای
منزل مشارکت می کردند ؛ به دست مبارکشان گوسفندان را می دوشيدند و جامه و کفش خود
را می دوختند و با خادم خود گندم و جو آسياب می کردند و خمير می نمودند و مجالست با
فقرا و مساکين می کردند و با آنان هم غذا می شدند. پس ، تواضع فرزند علم و معرفت و
از صفات انبياء الهی است که همگی به آن متصف بودند.
اما ، علاج عملی که با مواظبت بر
عمل به دست می آيد ؛ برای به دست آوردن تواضع ، بايد بر نفس اماره و شيطان غلبه کرد
و راه نجات ، بر خلاف ميل نفسانی رفتار کردن است. اگر نفس از تو تمنا کرد که
صدر مجلس را انتخاب کنی ، تو بر خلاف آن رفتار کن و اگر از مجالست با فقرا
گريزان است ، تو با مساکين و فقرا هم غذا شو و بدان که هر کس برای خدا فروتنی کند ،
خدای متعال مرتبه او را بلند می گرداند.
پس ، بايد وارد مجاهده با نفس
با قصد خالص شد ، آن وقت است که نفس اصلاح می شود. پاک شدن و اصلاح نفس در
اين عالم سهل و آسان است ؛ اما ، در آخرت اصلاح آن طول می کشد ؛ پس تا عمر و
جوانی باقی است ، انسان بايد در صدد علاج
رذايل خود برآيد ؛ چرا که هيچ تجهيزی
۳در سفر آخرت برای او مفيد نيست ، جز
کمالات نفسانيه و تقوای قلب و اعمال صالحه و صفای باطن.