انگلیسی

بسمه تعالی

شهادت امام موسی کاظم ( عليه السلام ) بر تمامی شيعيان جهان تسليت باد.

 

        قال ا... الحکيم فی کتابه الکريم :

        « مَن کانَ يَرَجُوا لِقاء ا... فَانَّ ا... لَأتٍ و هُوَ السَّميعُ العَليم : کسی که اين طور بوده باشد که اميد ديدار و لقاء خداوند را داشته باشد ؛ پس ، به طور حتم و يقين زمان سرآمد ديدار خداوند خواهد آمد و اوست يگانه شنوا و دانا. » ( سوره عنکبوت / آيه ۵ )

        در آيات پيشين آمده است : « بسم ا... الرحمن الرحيم. الم. أَحَسِبَ النّاسُ أَن يُترَکوا أَن يَقُولُوا ءَاَمَنّا وَ هُم لا يُفتَنون. وَ لَقد فَتنّا الذّين مِن قبلهِم فَلَيعلَمَنَّ ا... الذّين صَدَقوا و لَيَعلَمَنَّ الکذبين. اَم حَسِبَ الذّين يَعلمونَ السيئات أَن يَسبِقونا ساء ما يَحکُمُون : به اسم ا... که دارای صفات رحمانيت و رحيميت است. الم. آيا مردم چنين گمان کرده اند که به مجرد آنکه بگويند : ما ايمان  آورده ايم يَله و رها شده و ديگر ايشان آزمايش نمی شوند؟ و سوگند به خدا که تحقيقاً ما آزمايش نموده ايم امت هايی را که پيش از ايشان بودند تا خدا دروغگويان را از راستگويان کاملاً معلوم کند. آيا آنان که کار زشت و اعمال ناشايست انجام داده اند پنداشته اند که بر ما سبقت گيرند ، بسيار بد ( و جاهلانه ) حکم می کنند. »

        در آيه مورد بحث خداوند سبحانه و تعالی شأنه صريحاً وعده لقاء و زيارتش را به اميدواران ديدارش می دهد و در آيات قبل از آن گوشزد می کند که به مجرد گفتن شهادتين وايمان لسانی کار تمام نمی شود. مومنان امتحاناتی در پيش دارند و بدون آزمايش و در بوته تجربه درآوردن قائلين به اسلام وايمان و گروندگان به خداوند محال است کسی به درجات نعيم و فوز جنت و لقای جمال دل آرای حضرت واهب منّان واصل گردد و اين سنّت سَنيّه ۱ و دأبِ ۲ ديرينِ آن حضرت است که تمام اقوام و امم را امتحان فرموده تا مومنان صادق از مدعيان کاذب باز شناخته شوند.

        بسيار در غلط و اشتباه و زشتی هستند کسانی که چنان خيال می کنند که با ارتکاب قبائح و زشتيها بر اراده و اختيار و تقدير و قضای خدا جلو می افتند ؛ آنها به پس رانده می شوند و در عالم کون و امر و خلق و ايجاد ، خودشان با اراده خود مستقلاً دست به کار زده اند و اين بد فکری است و قبيح انديشه ای!

        ندانسته اند که خودِ اين جلو زدن و پندار عقب زدن امر الهی ، امر خداوندی است که گريبانگيرشان شده و با اين طرز تفکر و حکم ، خود را در دهان و چنگ اراده قاهره و مشيت غالبه وی گذارده اند.

       کسی که متوقع رجوع به خداوند و لقای او بوده باشد ، بايد :

        اولاً ؛ بداند که آن لقاء و ديدار لا محاله درخواهد رسيد و خداوند سميع است نسبت به اقوال او و عليم است نسبت به احوال و اعمالش ؛ بنابراين ، بر وی واجب است که در خِدر ۳ و سنگر الهی درآيد و به او ايمان بياورد ، آنچنان ايمانی که هيچ فتنه ای و ايذايی نتواند او را منصرف گرداند و واجب است که در راه خدا جهاد نمايد آن طور که شايسته و بايسته می باشد.

        ثانياً ؛ بداند که آن کس که از ايمان وی بهره می جويد و از جهاد او منتفع می گردد ، خود شخص اوست. خداوند نه نياز به ايمان او دارد و نه نياز به ايمان غير او ، هر که باشد و هر چه باشد از عالميان.

        ثالثاً ؛ بداند که اگر ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد ، تحقيقاً خداوند از سيئات اعمال او درخواهد گذشت و وی را به بهترين اعمالش ثواب و اجر خواهد داد.

        لذا ، اين دو علم و دانستن اخير مُوکّد و مويّد علم و دانايی اول هستند و استيجاب می کنند لزوم علم اول را به دنباله خود که بنده صبر در فتنه و شکيبايی در محنتهای خدايی را در کنار خدا بر دوش بکشد.

        بنابراين ، کلام خدا « مَن کان يرجوا لقاء ا... » بازگشت است به بيان  حال کسی که می گويد : " ايمان آورده ام. " چرا که ايمان او گرچه دارای فی الجمله صدقی بوده باشد ، فقط جهت توقع لقاء خدا و اميد رجوع ساحت اقدس اوست در روز بازپسين و مراد از لقاء ا... ؛ وقوف بنده می باشد در موقوفی که هيچ حجابی ميان او و ميان پروردگارش وجود ندارد ، همانطورکه شان ، شان روز قيامت است که ظرف ظهور حقايق می باشد.

        اما ، برای لقا و معرفت و تقرب به حضرت حق در اين دنيای خاکی چه کارهايی بايد انجام داد؟

        هر  کسی بخواهد به مقام کمال برسد ، تنها راهش متابعت از ائمه عليهم السلام می باشد. راه ، راه پيامبران و برگزيدگان جهانيان است و بسيار خطير و دقيق است.

        نجات ، فقط اخلاص در عمل است. هر کس را که خداوند عملش را بپذيرد و از او خرسند و راضی باشد ، او مخلِص است ؛ اگر چه عملش اندک باشد و هر کس را که خداوند عملش را نپذيرد ، او مخلص نيست ؛ اگر چه عملش بسيار باشد و علامت قبول اخلاص وجود استقامت است و آن حاصل نمی شود ، مگر به بذل کردن شخص محب آنچه را که محبوب تر است نزد وی برای خاطر محبوب و همچنين استقامت در اصابت نمودن با واقع ، در سرزدن افعال و اعمال از او در تمام حرکات و سکنات بدون خطا ، يعنی ؛ بايد نهايت سعی به عمل آرَد و غايت بذل جهد نمايد تا علم او از اخلاص بيرون نرود و عمل او مقبول باشد و خود در سلک عامل حقيقی و معمول او در سلک معمول حقيقی مندرج باشد و هر که به اين مرتبه رسيد و افعال و اعمال خود را از غل و غش خالص کرد ؛ پس ، به تحقيق که رسيده است به جميع مراتب خير و نيکويی و از هر که فوت شود ، اين مرتبه عليا ؛ پس ، به تحقيق که فوت شده است از او جميع خيرات و مبرّات و اينچنين اخلاصی از لوازم تنزيه و توحيد حقيقی الهی است.

        اما ، پست ترين مرتبه اخلاص ؛ بذل کردن طاعت است در عبادت ، آنقدر که ممکن باشد و با وجود بذل جهد و طاقت ، طاعت و عبادت را بی قدر و بی اعتبار بداند و پست ترين مرتبه کسی که عملش محض از برای خداست و مغشوش به غرض ديگر نيست ، اَدنای مرتبه او در دنيا سلامت از اثم و گناه است و در آخرت نجات از عذاب جهنم و فائز شدن به دخول در بهشت.

        در اين راه فقط نيروی عظيم عشق است که موانع را از سر راه برمی دارد و سنگرها را در هم می کوبد و از عقبات عبور می دهد و جان خويش را از آلودگيها تطهير می کند. تطهير جان از آنچه که خداوند حلال نمی داند و آنرا نمی پسندد و بعد از اينکه راه طی شد ، انسان می رود جايی که خداست و غير از او هيچ کس نيست.

        از اينروست  که امام  کاظم ( عليه السلام ) می فرمايند : « مومن همچون دو کفه ترازوست ؛ هر قدر در کفه ايمان او بيفزايد ، در کفه بلا ( و آزمايشات ) او می افزايند. »

 

 

  


۱.  سَنيّه = بلند ، رفيع ، عالی 

۲. دأب = عادت 

۳. خِدر = گروه  

 

منبع :

ا... شناسی / علامه سيد محمد حسين حسينی تهرانی

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.