انگلیسی

بسمه تعالی

شهادت مظلومانه دخت نبی اکرم (صلی ا... عليه و آله و سلم) حضرت فاطمه زهرا (سلام ا... عليها) را به تمام شيعيان جهان تسليت عرض می نماييم.

 

عصمت امری موهبتی است :

        عصمت انبياء حتمی است ؛ قوه عصمت در انبياء و ائمه ( عليهم السلام ) يک موهبت الهی است و نوعی از معرفت و حالت قلبی آنان است که مانند ساير علوم بشری نيست و هيچگاه مغلوب و مقهور   قوای شعوريّه و احساسات  نخواهد شد و در هيچ وقت - حتّی يک لحظه - در بيداری و در خواب ، در حال يُسر و عُسر و در مواقع رخاء و شدت مقهور و منکوب واردات طبيعيه و خيالات خسيسه ماديّه نشده ، پيوسته چون خورشيدی درخشان در دل تابش نموده و نقاط سياه و تاريک را از روزنه و زاويه های دل بيرون کرده است.

        اين نوع  علم نه  تنها خود  مغلوب  قوای  شعوريه نمی گردد  و منکوب  طغيان  احساسات  نمی شود ؛ بلکه تمام قوا و احساسات را زير سيطره و مهميز خود درآورده و آنها را استخدام نموده ، از آن به نفع مصالح خويش کار می کشد و به امر و فرمان خود دنبال مأموريت می فرستد ؛ لذا ، آنها هيچ قدرت تخطّی و تجاوز ندارند.

        بنابراين ، اين  قوه علم و نور تابان  پيوسته  صاحب خود را از  ظلالت و  معصيت و خطا مصون می دارد.

        در روايات وارد است که در پيمبران و ائمه ، روحی است به نام روح القدس که آنها را در مقام منيع انسانيت محفوظ نموده و از هر لغزش و گناه و اشتباهی محفوظ نگاه می دارد.

        از استدلالات بر عصمت انبياء ضمّ ۱ دو آيه از آيات قرآن است :

        « وَ مَن يُطِعِ ا... و الرّسولَ فاولئکَ مَعَ الدّين اَنعَمَ ا... عليهم مِن النّبييّن و الصّدّيقين و الشهداء و الصّالحينَ و حَسُنَ اولئک رفيقاً : و کسانی که خدا و رسول خدا را اطاعت کنند ، آنها با زمره افرادی که خدا به آنها نعمت داده ؛ از پيمبران و صديقين و شهدا و صالحين بوده و آنان بسيار رفقای خوبی برای اينان خواهند بود. » ( سوره نساء / آيه 69 )

        « اِهدِنا الصراط المستقيم. صراط الذّين انعَمتَ عَلَيهم غير المَغضوب عليهِم و لا الضّالّينَ : خداوندا! ما را به راه راست راهنمايی نما. راه آن کساني که به آنها نعمت دادی ، نه راه آنان که بر آنان غضب نمودی و گمراه شدند. » ( سوره فاتحه / آيه 6 و 7 )

        از آيه اول استفاده می شود که خدا به انبياء و شهدا و صديقين و صالحين نعمت داده است و از آيه دوم استفاده می شود که کسانی را که خدا به آنها نعمت داده است ، ضالّ و گمراه نخواهند بود.

        بنابراين ؛ انبياء و شهدا و صديقين و صالحين گمراه نخواهند بود و چون هر معصيت و گناهی ضلال است ؛ لذا ، از آنها گناه و معصيت سر نمی زند ، يعنی ؛ شأن و مقام آنها طوری است که دارای ملکه حافظه از معصيت و گناهند و اين معنی عصمت از گناه است.

        همچنين ، چون اشتباه در تلقی احکام و وحی الهی و در معارفِ کليه الهيه و در تشخيص امور جزئيّه و اشتباه در تبليغ نيز ضلال است ؛ لذا ، آنها در هيچ مرحله از اين مراحل دچار خبط و اشتباه نمی گردند و روی اين بيان ، عصمت آنها نيز در دو مرحله ؛ تلقی وحی و معارف الهيه و مرحله تبليغ و ترويج خواهد بود.

        اميرالمومنين علی ( عليه السلام ) حائز مقام عصمتند.

        اميرالمومنين ( عليه السلام ) از طرف خدا دارای مقام عصمت بوده و وصی و وارث و خليفه رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و اولين کسی است که به رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) ايمان آورده و با او نماز گزارده است. طبری با اسناد خود از زيد بن ارقم حديث می کند : « قالَ اَوَّل مَن اَسلَمَ مَعَ رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) عَلیُّ بنُ ابيطالب ( عليه السلام ). »  زيد بن ارقم گويد : « اولين کسی که به رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) اسلام آورد ، علی بن ابيطالب بود. »

        ولايت اميرالمومنين علی ( عليه السلام ) از روز اول با توحيد خدا و نبوت رسول ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) توأم بوده است و به طور يقين می توان گفت که ولايت اميرالمومنين ( عليه السلام ) از روز اول  با شهادت به « لا اله الّا ا... و محمد رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) » شروع شده و « علیٌّ ولیّ ا... » جمله متصلّه و غير قابل انفکاک با آنها بوده است. شاهد اين مدّعی اينکه در اولين روزی که پيغمبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) اقوام خود را به اسلام دعوت نمودند و آنان را به اقرار به شهادتين امر فرمودند ؛ در همين روز و در همين مجلس آنان را امر به اطاعت از مولی الموالی اميرالمومنين ( عليه السلام ) و پيروی از آن حضرت نموده و ولايت و خلافت ايشان را اعلان کردند.

        دعوت پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) از عشيره خود ، بر طبق امر خداوند بوده که در آيه انذار فرمودند : « وَ اَنذِر عَشيرَتَکَ الاقربينَ و اخفِض جَناحک لِمَن اِتَبَعکَ مِن المؤمنينَ - فَان عَصوکَ فَقُل اِنّی بَریءٌ مِمّا تَعلَمونَ - و تَوَکَّل عَلی العزيز الرّحيمِ الّذی يَريک حينَ تَقومَ - وَ تَقَلبّکَ فی السّاجدينَ - اِنَّه هو السَّميعُ العليمُ : ای پيمبر! اقوام نزديک تر خود را از عذاب خدا بترسان و بالهای رحمت خود را برای مومنينی که از تو پيروی می کنند پايين آور ؛ پس ، اگر مخالفت کردند ، بگو من از کردار شما بيزارم و توکل بر خداوند عزيز و رحيم بنما ، آن خدايی که تو را در هنگام قيام به نماز می بيند و از حالات تو در سجده اطلاع دارد ، فقط و فقط آن خدا شنوا و داناست. » ( سوره شعراء / آيات 215 و 222 )

        حضرت رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) اقوام و عشيره خود را دعوت نمودند و به آنها نبوت خود را طبق حديثی که ذکر شد و در نزد مورخين و محدثين از بزرگان اسلام به حديث عشيره معروفست اعلام کردند ؛ بنابراين ، اسلام از روزی که طلوع کرد با اين سه جمله بود : شهادت به خدا و شهادت به نبوت رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و شهادت به ولايت علی ولی ا... ( عليه السلام ) و آنچه را که شيعه می گويند ؛ از وجوب تبعيّت از اميرالومنين ( عليه السلام ) ، يکی از مسائل قطعيه اسلام است و حقيقت تشيع ؛ حقيقت اسلام است و افرادی که به شهادتين اکتفا نموده و ولايت و خلافت اميرالمومنين را رفض کرده اند ، جزيی از اسلام را رد نموده اند و در واقع ؛ اسلام را رد نموده اند. همان طور که افرادی که شهادت به توحيد می دهند ؛ ولی ، به نبوت شهادت نمی دهند ، نيز جزيی از حقيقت را اقرار و جزيی را انکار و در واقع حقيقت را انکار نموده اند.

        تشيع و تبعيت از اهل بيت و اوصيای حضرت رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) از روز اول اسلام پايه گذاری شد و بر همين اساس نصوص صريحه از آيات قرآن و کلام رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) به تدريج نيز راجع به ولايت اضافه شد ؛ همچنانکه نصوص صريحه از آيات قرآن و کلام آن حضرت نيز به تدريج راجع به توحيد و نبوت اضافه شد.

        بعلاوه ، از حديث عشيره استفاده می شود که اميرالمومنين ( عليه السلام ) در اصل تحمل امر شاق نبوت و برداشتن وظيفه خطير تبليغ و رسانيدن احکام و جهاد و بالاخره در ايصال ۲ مردم جهان به سرمنزل مقصود - که وظيفه رسالت است - شريک و سهيم بوده اند ؛ چون ، مضمون روايت اين نيست که هر کس ايمان بياورد ، وصی و خليفه من خواهد بود ؛ بلکه مضمون اين است که هر کس مرا در اين کار معاونت و معاضدت ۳ نمايد و قوت بازوی من گردد و يار و معين من باشد ؛ او خليفه من است.

        جملاتی که از آن حضرت روايت شده است اين چنين است :

        « ايّکم يُوازرنی علی هذا الامر؟ : کدام يک از شما در اين امر مرا ياری می کنيد ؟ »

        « و ايّکم يُبايِعُنی علی ان يکونَ اخی و صاحبی و وارثی؟ : کدام يک از شما بيعت می کند ، يعنی ؛ سر می سپارد و خود را می فروشد که اختيارات خود را کنار گذارده و در تمام مراحل نبوت و تحمل امر شاقّ و وظيفه خطير ارسال و مواجهه با هزاران مشکل ، برادر من و ملازم و مصاحب با من و وارث من باشد ؛ به طوری که بعد از من نيز اين مسئوليت ، تنها بر دوش او سوار شود و يک تنه در مقابل دنيای کفر ، رسالت مرا ابلاغ و از عهده آن برآيد ؟ »

        « وَ ايّکم يَنتدبُ اَن يَکونَ اَخی و وزيری و وصيّی و خليفتی فی امتی و وَلیُّ کُلِّ مومنٍ بَعدی؟ : و کداميک از شما قبول می کند ، برادر من و وزير من و وصی من و خليفه من در امت من و صاحب اختيار هر مومنی بعد از من باشد ؟ »

        اين جملات صراحت دارد براينکه کيست از شما تا بيايد در چنين وضعيت و حالتی که من دارم ، مرا تنها نگذارد و برای نصرت دين خدا قيام کند و در زنده بودن و مردن من ، اين بار را به دوش بگيرد ، در زنده بودن ؛ مصاحب و ملازم من باشد و پس از مرگ ؛ از عهده وظايف رسالت برآيد و دِينی را که من به خدا دارم و عهده ای را که قبول کرده ام ادا کند؟

         بنابراين ، با قبول کردن چنين موضوعی ، اميرالمومنين ( عليه السلام ) در تمام مراحل ادا رسالت و رسانيدن مردم به سرمنزل سعادت و متعهد بودن به عهد امامت و مشکلات خلافت ، با وجود مقدس رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) سهيم و شريک بوده است. 

 

 


۱- ضمّ دو آيه = همراه کردن دو آيه.

۲- ايصال = رسيدن ، وصل شدن.

۳- معاضدت = معاونت ، همراهی.

 

منبع :

امام شناسی / آقای تهرانی / جلد ۱ / درس پنجم


 

 

 

 

 

 

  مناسبتنامه معارف پرسش و پاسخ تماس با ما

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه خیریه عسکرالمهدی (عج) می باشد.