بسمه تعالی
پرسش :
محبت جزء کدام بخش از وجود انسان است ؟ چگونه می توان آن را تقويت کرد ؟
پاسخ :
محبت جزء وجدان انسان است. وجدان ؛ همان سرشت ، دريافت درونی ، ضمير ناخودآگاه و
ذات انسان است.
محبت مقدمه عشق است و اين دو در بُعد غير مادی وجود انسان ( ماهيت او ) قرار
دارند. اگر چه عوامل ايجاد محبت نشانه ها ، آثار و لوازم محبت ، جزء بُعد مادی
انسان است ؛ ولی ، خود محبت امری غير مادی است و عامه آن را به قلب مربوط می
کنند. برای مثال : نشانه محبت به کسی ، لبخندی است که بر لبان او نقش می بندد (
بُعد مادی ) ولی ، خود محبت را نمی توان نشان داد.
يا آنکه عامل ايجاد محبت ، رفتاری است که از محبوب سر می زند و اين رفتار محسوس
است ؛ ولی، خود محبت در هيچ معيار مادیی نمی گنجد.
شايد بتوان آن را با درک قلبی فهميد ؛ ولی ، درک ظاهری آن در معيار های مادی نمی
گنجد.
برخی اعتقاد دارند که می توان محبت را در قوۀ وهم يا خيال آدمی تصور کرد. اما ،
نگارنده دليل قانع کننده ای برای اين نظريه نمی يابد ، محبت شوقی درونی است که از
وجود مادی و روح غير مادی شروع می شود و سراسر وجود را می گيرد. آثار آن ، حتی بر
اعضاء و جوارح ( مادی ) اثر می گذارد.
محبت به دو روش تقويت می شود :
۱- پاسخ مناسب محبوب به محبّ.
اين پاسخ می تواند به دو صورت باشد :
الف ) محبوب در مقابل محبّ ايستادگی می کند ولی با ظرافتی به اين امر می پردازد که
شعله محبت را در دل محبّ افزايش می دهد.
ب ) محبوب در مقابل محبّ سر اطاعت فرود می آورد و پاسخ مثبت می دهد و تلاش می
کند به روشی با محبّ برخورد کند که از شعله محبت او کاسته نشود. برای مثال خود را
با توقعات او هماهنگ می کند و يا متقابلاً اظهار محبت می نمايد.
۲- پرداختن به تصورات و تخيلاتی که عظمت و زيبايی محبوب را برای
محبّ افزايش دهد.
محبّی که زندگی خود را صرف رسيدن به محبوب کند و لحظات در کنار محبوب بودن را در
ذهن خود پرورش دهد ، خود را تربيت کند تا لياقت و شايستگی ارتباط با محبوب را
پيدا کند به نتيجه لقاء به محبوب بيانديشد و سعادت خود را در رسيدن به محبوب
ببيند ، شوق او افزايش می يابد.
قلبی که از ساير محبوبها خالی شود و فقط به محبوب خاصی بپردازد ، قلبی مستعد
لقاء محبوب است. پس بايد هدف واحدی را دنبال کند و از يک محبوب ، تقاضای وصل داشته
باشد.